مکتب ادبی کلاسیک

مکتبهای ادبی

منظور سبکها یا دوره هایی است که در آن دوره ها نویسنده با آن اسلوب داستان نوشته است. هر مکتب در نوع نگاه ، جهان بینی نویسنده و در نوع نوشتن تاثیر دارد.

 

مکتب کلاسیک Classicism

کلمه ی کلاسیک دارای دو معنی علمی می باشد.

الف: از همه ی آثاری که نمونه و شاخص ادبیات کشوری شمرده می شود به عنوان آثار کلاسیک یاد می شود، مثل آثاری چون آثار سعدی، حافظ ، آثار شکسپیر و ....

ب: به معنی خاص خودش به عنوان یک مکتب ادبی در کنار مکاتب دیگر و منظور از آن مکتبی ست که در قرن هفده در فرانسه بوجود آمد و مهم ترین ویژگی آن تقلید از آثار رم و یونان قدیم بود.

اصول مکتب کلاسیک

  1. پیروان این مکتب در جستجوی تعادل و تکامل بوده اند. تعادل عمیق بین جوهر ذهنی یا عاطفی اثر ادبی یا قالبی که آن اثر در آن قالب ارائه می شود( تعادل بین معنا و فرم یا به عبارتی همگرایی بین شکل و محتوا).
  2. تقلید از طبیعت: عکاسی و تقلید دقیق و واقعی. یعنی جوهر هر چیزی را خوب بیرون بکشند و بدون زوائد به شرح آن بپردازند.
  3. تقلید از قدما: از نظر کلاسیک ها تقلید مستقیم و بی واسطه جایز نیست، زیرا هیچ یک از سر مرز هایی که طبیعت در معرض دید بشر گذاشته کامل و بی نقص نیست اما بعضی از قدما توانسته اند از میان مظاهر طبیعت بهترین و مناسب ترین را انتخاب کنند که زیبا و جاودانیست.
  4. اصل عقل و احساس: در آثار اولیه خرد گرایی محض و در آثار بعدی روحیه ی تخیل به جای خرد گرایی مشهود است.

در آثار کلاسیک عاشق تسلیم احساس خود نمی شود بلکه تسلیم منطق می شود.

  1. آموزنده و خوش آیند بودن: در اثر کلاسیک تنها زیبایی کافی نیست، بلکه هر اثر کلاسیک باید آموزنده و خوش آیند باشد.
  2. وضوح و ایجاز : به عقیده ی کلاسیک ها ، یک اثر کامل اثریست که روشن و واضح باشد. وضوح و سادگی به معنای سطحی بودن نیست، بلکه به معنی دقت و ظرافت و هنرمندانه بودن است.
  3. رعایت ایجاز : باید به حداقل کلمات گفته شود.
  4. حقیقت نمایی: در میان همه ی مکتب ها حقیقت نمایی اصل مهمی ست ، اما حقیقت نمایی شاعر و نویسنده با حقیقت نمایی مورخ فرق دارد.

مورخ از آنچه اتفاق افتاده حرف می زند و نویسنده کلاسیک از آنچه می تواند اتفاق بیافتد.حقیقت کلاسیک حقیقتی ست که آموزنده باشد و مردم را به سوی شرافت و پاکدامنی و اخلاقگرایی راهنمایی کند.

  1. برازندگی یا نزاکت ادبی: حقیقت تاریخی اغلب تلخ و دلخراش است و نویسنده کلاسیک باید آن را ملایم تر کند.

قانون سه وحدت

  1. وحدت موضوع: در کارهای کلاسیک حوادث فرعی و کلاسیک وارد حادثه ی اصلی نمی شدند و از شاخ و برگ های اضافی و خارجی پرهیز می شد.
  2. وحدت زمان: مدت وقوع حادثه در اثر کلاسیک تقریبا معادل همان مدتی ست که برای نمایش آن لازم است.
  3. وحدت مکان: بیشتر محدود به نمایش نامه ها می شود که در نمایشنامه ی کلاسیک معتقد بودند باید وحدت مکان رعایت و در نظر گرفته شود.

نکات:

  1. کلاسیک ها بیشتر ایده آلیست هستند یعنی می خواهند به وسیله ی هنر فقط زیبایی و خوبی را مطرح سازند.
  2. کلاسیک ها عقل را اساس کار خود می دانند.
  3. کلاسیک ها از آثار هنر مندان یونان و رم قدیم الهام می گرفتند.

کلاسیک ها بیشتر طرفدار وضوح و قاطعیت هستند.

 

/ 0 نظر / 18 بازدید